هشت ماهگيت مبارك
نیکاجونی ، عزیزم سلام؛
مامانی هر روز که می گذره شما شیرین تر میشی و کارهای جدید تری یاد می گیری.اول از دست دسیت بگم که چند روزه یاد گرفتی و کلی من و باباییرو خوشحال کردی،انقدر با دستای کوچولوت قشنگ دست میزنی و همراه با دست زدن شروع میکنی به آواز خوندن.از نحوه ی خوابیدنت بگم که روی پاهام عادت کردی بخوابی و چند شب موقع خوابیدن آواز می خونی ،وقتی آهنگ میزارم یا عمه جونی با شعر نازت میده خودت تکون میدی انگار داری می رقصی.خلاصه عسلم از شیرین کاریات هر چی بگم بازم کمه.مامانی راستی من و بابایی بردیمت پیش خانم دکی برای چکاب،خداروشکر همه چیز خوب بود و وزنت:8550،قدت:70،دورسرت:44/5 بود.
دخترم دیگه برای خودش خانومی شده

موقع غدا خوردن

آخیش بلاخره تونستم یه ذره جلو برم

خسته شدم دارم استراحت می کنم

گاه می توان تمام زندگی را در آغوش گرفت... فقط کافیست... تمام زندگیت... یک نفر باشد.
تمام زندگیم دوستت دارم


هشت ماهگيت مبارك 
